بطری های شناور در دریا
نه، هیچ کس چنین خطری را به چنان خاطره یی تاب نیاورد از آن که خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست بلکه صدچندان بر زشتی آنها می افزاید
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو
موضوع بندی

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 31 مرداد ماه سال 1387
نوشته ۳۱۷ (تفکر و مقایسه آن با غریزه)

این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه کنید.

17. در این بخش ابتدا تفکر را تعریف می­کنیم سپس با مقایسه­ی تفکر و غریزه، تفاوت­های­شان معلوم می­شود. در عمل نمی­توان این دو را از هم جدا کرد و به طور هم­زمان در تصمیم­گیری دخالت می­کنند اما با جداکردن این دو قسمت می­توان بسیاری از رفتارها را که قسمت بزرگ­ترشان غریزی یا منطقی است طبقه­بندی کرد.

فرض کنید به کوه رفته­ید و آبی که همراه­تان برده­ید تمام شده است، آفتاب داغ به سرتان می­خورد و قطعاً آب بدن­تان تبخیر می­­شود و با کم شدن مقدار آب از حجم معینی، پیغام تشنگی صادر می­شود. در این حال شما به رودخانه­ای می­رسید. غریزه به شما پیغام نوشیدن می­دهد، عملی که مشترک بین انسان و حیوان است اما قسمت تفکر با ارزیابی آب می­گوید که آلوده است و ممکن است بیمار بشوی. در این حالت بسته به میزان تشنگی و جهت­گیری مغز نسبت به پیغام غریزه و تفکر فرد تصمیم می­گیرد که از این آب بخورد یا نه.

ادامه مطلب ...

یکشنبه 27 مرداد ماه سال 1387
نوشته ۳۱۶ (شمای کلی غریزه)

این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه کنید.

16. وقتی نوزاد به دنیا می­آید (چه در انسان و چه در حیوانات) مجموعه رفتارهایی انجام می­دهد که امکان آموزش به­شان وجود ندارد، پس منشا این رفتارها از کجاست؟ باید بخشی وجود داشته باشد که اطلاعاتی به صورت ژنتیک در آن ذخیره شده باشد.

اگر به رفتار حیوانات و حتی نوزادان نگاه کنید، در مواجهه با فرد یا شرایط جدید احساس ناامنی می­کنند و واکنش نشان می­دهند. زمانی که نوزاد یکی از دوستان­تان را بغل می­کنید، حس می­کند که آغوش­تان با پدر و مادرش متفاوت است و شروع به گریه می­کند (هستند نوزادانی که چنین واکنش­هایی ندارند و خوش اخلاق نامیده می­شوند ولی در این­جا بحث اخلاق نیست بلکه تشخیص امنیت و عدم امنیت است و این تشخیص تنها به شما ربط ندارد بلکه نوزادانی که در شرایط ناامن و بیمارگونه زندگی می­کنند بیش­تر چنین رفتارهایی نشان می­دهند) زمانی که نوزاد یاد می­گیرد شما خطری براش ندارید، رفتارش باهاتان تغییر می­کند.

از طرف دیگر در مواجهه با پدیده­هایی که بقا را تامین می­کند مغز پیغام به دست آوردن می­دهد. در این حالت فرد می­گوید "من اینو می­خوام".

در عمل شرایط پیچیده ممکن است مثال نقضی بر این قضیه به نظر برسد. به عنوان مثال اگر فردی گرسنه است، غذا می­خواهد و آن­قدر می­خورد تا سیر شود اما برخی افراد آن­قدر می­خورند تا غذا تمام شود، در این حالت اختلالی در مرکز سیری در مغز به وجود آمده که فرد احساس نیاز به خوردن دارد حتی اگر از نظر بیولوژیک نیازش به غذا تامین شده باشد.

چنین رفتارهایی غریزی نامیده می­شوند. در این حالت سوال پیش می­آید چه تفاوتی بین فردی که فکر می­کند و می­گوید "اینو می­خوام" و به صورت غریزی به این نتیجه می­رسد وجود دارد؟

پ.ن. دوست­م تعریف می­کرد برادرش به دختر دوساله­ش یاد داده که هر مردی به­ش دست می­زند بگوید ...... کش!! (آخر خودش فرد خانم­بازی بود) و دخترش هم به هر مردی همین را می­گفت.


جمعه 25 مرداد ماه سال 1387
نوشته ۳۱۵ (غریزه)

این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه کنید.

15. دیدیم که این جهان در تغییر مدام است، ما در سیستم ناشی از پرتاب شدگی زندگی می­کنیم و تمام پدیده­های موجود دگرگون می­شوند. در این جریان مفهومی به نام بقا به چشم می­خورد که تمایل پدیده­ها برای رسیدن یا حفظ حالتی­ست که با توجه به ابعادشان تعریف می­شود و نسبت به شرایط و در زوایای دید مختلف متفاوت است.

با توجه به این شرایط دو دسته پدیده در قبال پدیده­ی A تعریف کردیم که دسته­ی اول او را به سمت بقا می­برند و رابطه­ی بین­شان هم­زیستی است و دسته­ی دوم که می­خواهند از بین ببرندش که بین­شان جنگ در می­گیرد. در این جریان دریافتیم که مفهومی به نام نیرو وجود دارد که در رقم زدن چگونگی نتیجه­ی جنگ یا هم­زیستی موثر است.

برای این که پدیده بتواند بقای خود را حفظ کند باید بتواند تعیین کند کدام پدیده در دسته­ی اول و کدام در دسته­ی دوم است تا رویکرد خود را در قبال آن تنظیم کند. بنابراین به ابزار تشخیص نیاز دارد، حواس و مرکز پردازش سیستم تشخیص را تشکیل می­دهند. در حالت ساده، مغز از قیاس بین پدیده­­ها استفاده می­کند، اگر پدیده­ی مورد نظر مشابه با پدیده­یی باشد که بقاش را تامین می­کند، در همان گروه قرار می­دهدش و در غیر این صورت در گروه متخاصم.

در آغاز زندگی، جانور اطلاعات اولیه را برای مقایسه به صورت ژنتیکی و توسط آموزش والدین­ش دریافت می­کند و در طول زندگی اطلاعات ذهن­ش گسترش می­یابند.

در مثال کودک دیدیم که وقتی دست­ش به آتش می­خورد آن را پس می­کشد، مغز دستور پس کشیدن می­دهد. در برخی موارد، هنگام مواجهه با خطر، رفع نیاز و غیره، مغز دستور آنی برای برطرف کردن­ش می­دهد. از آن­جایی که زمانی برای تفکر و تجزیه و تحلیل وجود ندارد و برای طبقه­بندی­های آتی نیاز به در نظر گرفتن ساختار متفاوتی در کنار ساختار تفکر هستیم، نام­ش را غریزه می­گذاریم.

هرچند که مرکز غریزه در مغز وجود دارد و در جانوران نسبت این قسمت از مغز به کل بیش­تر از انسان است اما نمی­توان موقعیت مستقلی در اندیشه­ براش در نظر گرفت بلکه توام با سیستم تفکر عمل می­کند. در نوشته­های بعد در این باره بیش­تر بحث می­کنیم.


پنجشنبه 24 مرداد ماه سال 1387
نوشته ۳۱۴ (شباهت و اختلاف)

این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه کنید.

14. مقایسه را از زوایای مختلفی بررسی کردیم اما مسئله­ی مهمی وجود دارد که به آن نپرداخته­ایم: شباهت و اختلاف. می­توان این مقوله را از دو زاویه مورد بررسی قرار داد: وجودی و ماهیتی.

در بحث وجودی، معیار سنجش شباهت و اختلاف در وجود داشتن پارامترهای مشابه در دو پدیده­ی A و B است. به عنوان مثال اکثر انسان­ها مشابه­ند چون دو دست دارند، دو پا دارند و مواردی از این دست. حال اگر کسی یک دست داشته باشد، چون دست دیگری ندارد با دیگران تفاوت دارد.

در بحث ماهیتی پارامتر مورد مقایسه در هر دو وجود دارد اما هدف بررسی کیفیت یا کمیت مورد بحث است. به عنوان مثال، اثر انگشت هیچ دو فردی به هم شبیه نیست.

دریافت شباهت و اختلاف به شدت وابسته به قوای تشخیص و حواس است، برخی از بوهایی که سگ تشخیص می­دهد، برای انسان قابل تشخیص نیست، او با توجه به بو و مقایسه آن با بوهای ثبت شده در حافظه، پدیده را ارزیابی می­کند. حد پایین­تری از این عمل در انسان وجود دارد یا کسی می­تواند تفاوت رنگ­ها را تا حد به­تری نسبت به دیگری درک کند. علاوه بر آن به زمان و شرایط مجاورت با پدیده هم بستگی دارد، یک استاد موسیقی اشتباهات و تفاوت­های بین آهنگ­ها را به­تر از یک مخاطب عام درک می­کند. به میزان تشخیص ابعاد و تفاوت­ها و شباهت­هاشان، دقت اطلاق می­شود.

دقت افراد علاوه بر موارد مطرح شده، به مهم بودن پدیده نیز بستگی دارد. به جز این به قدرت پردازش مغز (دست­رسی به گزینه­های مناسب برای مقایسه) نیز وابسته است.

ادامه مطلب ...

دوشنبه 21 مرداد ماه سال 1387
نوشته ۳۱۳ (پیچیدگی های مقایسه)

این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه کنید.

13. در نوشته­ی قبل درباره­ی قیاس صحبت کردیم، در این نوشته درباره­ی پیچیدگی­های مقایسه بحث می­کنیم که ناشی از پیچیدگی­های ذهن است. مسیری را که مغز برای رسیدن به اطلاعات ذخیره شده (که در زمان تغییر می­کنند) طی می­کند، هنوز به طور کامل برای بشر شناخته شده نیست. به عنوان مثال زمانی که به درختی می­گوییم زیبا و به درختی زشت اطلاق می­کنیم، بسیاری از عوامل دست به دست هم می­دهند تا این صفات بیان شود که بعضی از آن­ها را خود فرد هم نمی­تواند ردیابی کند. به عنوان مثال شاید درخت زیبا مانند همان درختی بوده که در بچه­گی فرد تابی به آن آویزان کرده، یا درخت زشت، شبیه همان درختی بوده که لانه­ی زنبور داشته و زنبوری نیش­ش زده. هر چند که نمی­توان گفت هر عاملی که در گذشته اتفاق می­افتد در زندگی فرد تاثیر مستقیم دارد (به میزان فراموشی و رفتن به لایه­های زیرین مغز بستگی دارد) اما نمی­توان گفت که بی­تاثیر است. واضح­ترین مثالی که سینما به آن پرداخته در فیلم همشهری کین است، "Rosebud" سورتمه­یی که چارلز فاستر کین در کودکی از دست می­دهد و تمام عمر حتی با وجود ثروت و قدرت فراوان حسرت­ش را می­خورد یا در رمان برادران کارامازوف نور موربی که از پنجره به داخل اتاق می­تابد و داستایوسکی می­گوید تنها یک خاطره­ی خوب می­تواند باعث رستگاری انسان شود.

ادامه مطلب ...

   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 54920


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
sudoko