| |
| جمعه 3 خرداد ماه سال 1387 |
| نوشته ۲۸۸ (...) |
- هیس...
- ..... |
|
| |
| پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1387 |
| نوشته ۲۸۶ (دیدها) |
- همین بود؟
- آره... دیگه بهتره برم. |
|
| |
| پنجشنبه 22 فروردین ماه سال 1387 |
| نوشته ۲۷۴ (یادت می آید؟) |

- تو خیلی درگیر مفهوم هایی و از واقعیت دور شدی.
- می دونم ولی اصلاْ واقعیت چی هست؟
- نیازهای اولیه. |
|
| |
| دوشنبه 17 دی ماه سال 1386 |
| نوشته ۲۴۲ (خداحافظی) |
- باور کن ماها یه عالمه ماده ی منفجره با یه ضامن کوچولو هستیم.
- باور می کنم. |
|
| |
| پنجشنبه 29 آذر ماه سال 1386 |
| نوشته ۲۳۶ (اکسپرسیونی صورتی برای گاوبازی) |
- دیوارش چطوره؟
- حالا مطمئنی نقاشی ت این قدر خوبه؟ |
|