<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[بطری های شناور در دریا]]></title>
		<link>http://bottles.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[نه، هیچ کس چنین خطری را به چنان خاطره یی تاب نیاورد از آن که خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست بلکه صدچندان بر زشتی آنها می افزاید]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[نوشته ۳۱۹ (گفتمان غریزی و متفکرانه)]]></title>
					<link>http://bottles.blogsky.com/1387/06/04/post-343/</link>
					<description><![CDATA[<span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><font color="#0000cc">این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه کنید.</font></span></span></span></span></p><p align="justify"></p></span><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">19. در این بخش به تفاوت مهم دیگری که بین غریزه و تفکر وجود دارد می­پردازیم.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">دیدیم که در ذهن ما داده­هایی وجود دارد که بر مبنای اصل بقا آن­ها را مفید یا مضر ارزیابی می­کنیم. در مواجهه با پدیده­های مفید غریزه پیغام به دست آوردن می­دهد و در مورد پدیده­های مضر دور شدن یا نابودش کردن بستگی دارد که پدیده ضعیف­تر باشد یا قوی­تر.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">اما تفکر چنین واکنشی را قبول ندارد. تفکر می­تواند پدیده­های مضر را به پدیده­های مفید تبدیل کند یا حداقل جلوی ضررشان را بگیرد.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">مواردی که می­توان برای این مسئله به عنوان نمونه ذکر کرد، بسیارند. بیش­ترین موارد را می­توان در حوزه­ی علم دید: واکسن­­ها، لایروبی باتلاق­ها و استفاده از لجن­شان و ...</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">اما مواردی که دوست دارم به آن­ها بپردازم چون در حیطه­ی اجتماع مشاهده می­شود و آثار مخربی دارد به شرح زیر است.</span></p><p>&nbsp;</p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 32.15pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify"><span style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span>a.<span style="FONT: 7pt 'Times New Roman'">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">نقدناپذیری: زمانی که از فردی انتقاد می­کنید، چون مواردی را که علیه اوست مطرح می­کنید و به نوعی روی ضعف­هاش انگشت می­گذارید گارد می­گیرد و سعی می­کند خودش را توجیه کند. هر چند که نقد صرفاً مطرح کردن ضعف­ها نیست اما در این حالت فرد خوبی­ها را نمی­بیند. البته در مقابل هم منتقد باید به تحلیل درستی برسد که نقاط مثبت و منفی را ارزیابی کند و طرف را تخریب نکند. این مسئله را به طور واضح در برنامه­ی نود می­توان دید که بعدها حتماً درباره­ی تاثیر این برنامه خواهم نوشت. دلیل توجیه کردن این است که فرد روی انتقاد­ها فکر نمی­کند و همه را علیه خودش می­داند اما اگر تحلیل­ش کند می­تواند قسمت­های مفید را از مضر جدا کند و دقیق­تر به انتقادات پاسخ دهد و ازشان استفاده کند.</span></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 32.15pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify"><span style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span>b.<span style="FONT: 7pt 'Times New Roman'">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">نقدناپذیری موجب کدورت و دشمنی می­شود: زمانی که تفکر در کار نباشد، کسی که انتقاد می­کند در گروه بدها قرار می­گیرد و بدها را یا باید نابود کرد و یا ازشان فرار کرد. به همین ترتیب منتقد کسی جز دشمن نیست اگر به مفهوم نقد در گفتمان روزانه نگاه کنید به معنی ایراد گرفتن است و کاملاً بار منفی دارد. این حالت سبب نزاع در سطح خانواده یا جامعه و یا دولت می­شود که همه­ی ما مثال­های زیادی ازشان دیده­یم. در مقوله­ی خانواده شاید دو برادر هیچ وقت همدیگر را نبینند و یا اگر با هم آشتی کنند به خاطر تاثیر سیستم سنتی حفظ خانواده و هم­خونی و مسایل غریزی است.</span></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 32.15pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify"><span style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span>c.<span style="FONT: 7pt 'Times New Roman'">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">از طرف دیگر افراد غریزی توانایی نقد کردن ندارند، آن­ها در شرایط به وجود آمده، تنها به صرف تجربه­هاشان و بدون در نظر گرفتن شرایط انتخاب می­کنند. در انتخابات­های ایران می­توان نمونه­های زیادی از این مسئله را مشاهده کرد یا نمی­دانند کسی که به­ش رای می­دهند کیست اما کسی که به­شان آسیب زده را می­شناسند و به رقیب­ش رای می­دهند. در همین حوزه رای خریدن بین مردمی اتفاق می افتد که براشان مهم نیست آینده چه می­شود و مهم این است الان نیازشان برطرف شود، این افراد را نمی­توان کامل محکوم کرد بلکه باید مورد تحلیل قرار بگیرند و ارزیابی شوند.</span></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 32.15pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify"><span style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span>d.<span style="FONT: 7pt 'Times New Roman'">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">افرادی که از تفکرشان استفاده نمی­کنند، نیاز دارند که دیگران جاشان فکر کنند (اگر وقت کنم مقاله­ی کانت<span>&nbsp; </span>درباره­ی روشن­گری را حتماً می­گذارم) چنین افرادی حرف برادر، پسر دایی و کسانی که به­شان اعتماد دارند را قبول می­کنند و به همین سبب شایعه سریع رواج پیدا می­کند و از طرف دیگر امکان تسلط بر چنین مردمی به راحتی فراهم می­شود (کانت این افراد را کسانی می­داند که نیاز به قیم دارند). این افراد در تصمیم­گیری­ها، با توجه به درست بودن حرف دیگران عمل می­کنند و اعتماد غریزی نسبت به کسانی که آن­ها را خوب می­دانند دارند به همین ترتیب اگر فرد کاری در خلاف راستای عقایدش ببیند دیگری را به طور کامل طرد می­کند. داستان حاجی­آقا نوشته­ی صادق هدایت نمونه­یی از این مورد را نشان می­دهد.</span></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 32.15pt 0pt 0cm; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">باز باید یادآوری کنم که در عمل غریزه و تفکر را نمی­توان از هم جدا کرد حتی حیوانات هم رفتار غریزی صرف ندارند اما با این تفکیک می­توان به درک به­تری از شرایطی که هر روزه با آن سر و کار داریم رسید.</span></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 32.15pt 0pt 0cm; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">بنابراین نقد که پایه­ی زندگی مدرن است در جامعه­یی شکل می­گیرد که گرایش مردم­ش به سمت تفکر بیشتر باشد و اگر پدیده­یی را دیدند چه خوب یا بد آن را ارزیابی کنند.</span></p>]]></description>
					<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 17:44:16 GMT</pubDate>
					<comments>http://bottles.blogsky.com/Comments.bs?PostID=343</comments>
          <guid>http://bottles.blogsky.com/1387/06/04/post-343/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نوشته ۳۱۸ (غریزه و تفکر از زاویه یی دیگر)]]></title>
					<link>http://bottles.blogsky.com/1387/06/02/post-342/</link>
					<description><![CDATA[<p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><font color="#0000cc">این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه کنید.</font></span></span></span></span></p><p align="justify"></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">18. در این بخش با مثال­ دیگری مسئله­ی تفاوت بین غریزه و تفکر در آینده نگری و توجه به حال را بررسی می­کنیم.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">می­توان با همین عنوان انسان­ها را به دو دسته­ی &quot;طرفدار حال&quot; و &quot;آینده­نگر&quot; تقسیم کرد (به این نکته توجه شود که این تقسیم­بندی بیان­گر وضعیت ذهنی افراد است و ممکن است در زمانی یا مسائلی فرد آینده­نگر باشد یا حال­گرا)</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">رژیم غذایی مناسب داشتن نشانه­ی آینده­نگر بودن فرد است. برای این که زمان بیش­تری سالم باشد ممکن است از غذایی که دوست دارد کم­تر بخورد یا یک سری از غذاها را حذف کند (باید دوباره تاکید کنم که هیچ معیار مطلقی برای برتری یکی از آن­ها وجود ندارد و اگر فرد تندرست را ارزشمند می­دانیم به این دلیل است که جامعه چنین تعریفی را به ما قبولانده چون فرد سالم و کارآ نیروی مناسبی برای چرخاندن جامعه است و به همین دلیل افراد معتاد به هر چیز افراد منفی تلقی می­شوند چون برای جامعه و اطرافیان بازدهی ندارند و این بحثی است که مفصل به آن می­پردازیم) درست است که دلیل عقلی برای گرفتن رژیم وجود دارد ولی برای آدمی معتبر است که ارزش بیش­تری برای عقل قائل باشد.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">پ.ن. تفکر برای سنجش پدیده­های مختلف در زمان حال نیز به کار می­رود اما هدف­م از این تقسیم­بندی پررنگ کردن تفاوت­هایی­ست که بین این دو نوع تصمیم­گیری وجود دارد و پیش­تر هم گفتم که نمی­توان این دو را به سادگی از هم جدا کرد بلکه بین­شان اندرکنش </span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">interaction</span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "> زیادی وجود دارد.</span></p>]]></description>
					<pubDate>Sat, 23 Aug 2008 20:56:43 GMT</pubDate>
					<comments>http://bottles.blogsky.com/Comments.bs?PostID=342</comments>
          <guid>http://bottles.blogsky.com/1387/06/02/post-342/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نوشته ۳۱۷ (تفکر و مقایسه آن با غریزه)]]></title>
					<link>http://bottles.blogsky.com/1387/05/31/post-341/</link>
					<description><![CDATA[<span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif""><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><font color="#0000cc">این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه کنید.</font></span></span></span></span></p><p align="justify"></p></span><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif"">17. در این بخش ابتدا تفکر را تعریف می­کنیم سپس با مقایسه­ی تفکر و غریزه، تفاوت­های­شان معلوم می­شود. در عمل نمی­توان این دو را از هم جدا کرد و به طور هم­زمان در تصمیم­گیری دخالت می­کنند اما با جداکردن این دو قسمت می­توان بسیاری از رفتارها را که قسمت بزرگ­ترشان غریزی یا منطقی است طبقه­بندی کرد.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif"">فرض کنید به کوه رفته­ید و آبی که همراه­تان برده­ید تمام شده است، آفتاب داغ به سرتان می­خورد و قطعاً آب بدن­تان تبخیر می<sub>­</sub>­شود و با کم شدن مقدار آب از حجم معینی، پیغام تشنگی صادر می­شود. در این حال شما به رودخانه­ای می­رسید. غریزه به شما پیغام نوشیدن می­دهد، عملی که مشترک بین انسان و حیوان است اما قسمت تفکر با ارزیابی آب می­گوید که آلوده است و ممکن است بیمار بشوی. در این حالت بسته به میزان تشنگی و جهت­گیری مغز نسبت به پیغام غریزه و تفکر فرد تصمیم می­گیرد که از این آب بخورد یا نه.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">در این حالت غریزه و تفکر مقابل هم قرار می­گیرند. اما حالتی هم هست که در کنار هم قرار می­گیرند (در مورد این نکات هم بحث خواهیم کرد) به عنوان مثال وقتی فردی عاشق می­شود، ابتدا غریزه پیغام می­دهد و بعد مغز برای رسیدن به فرد مورد نظر شروع به برنامه­ریزی و نقشه کشیدن می­کند (به بار منفی محتمل نقشه کشیدن توجه نکنیم) یا ممکن است با توجه به شرایط غریزه را نفی کند و روش سرپوش بگذارد.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">با&nbsp;این دو&nbsp;مثال شمای کلی تفکر ترسیم شد اما چرا در جایی تفکر علیه غریزه است و در جایی همراه آن؟ مهم­ترین تفاوت غریزه و تفکر، در تامین بقا به صورت دراز مدت و کوتاه مدت است. زمانی که تفکر می­گوید اگر از این آب بخوری ممکن است بیمار شوی منظورش این است که بقای دراز مدت­ت به خطر می­افتد اما غریزه این پارامتر را در نظر نمی­گیرد. در عشق هم چنین مسئله­یی اتفاق می­افتد، غریزه می­گوید به دست بیاورش اما تفکر مسائلی مانند تفاهم، سطح فکر، فرهنگ و پارامترهای دیگر را درنظر می­گیرد. بنابراین اگر در مسئله­یی هر دو نیرو نظر مساعد داشته باشند که هم بقای کوتاه مدت تامین می­شود هم دراز مدت، با هم­ند و اگر نظر یکی­شان مخالف دیگری باشد علیه هم.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">با یک مثال دیگر این مسئله را بررسی می­کنیم. پادشاهی دستور فتح سرزمینی را می­دهد، وزیرش و فرماندهان نظامی شرایط را ارزیابی می­کنند و به وی گزارش می­دهند که آیا می­شود این سرزمین را فتح کرد یا نه. بعد تصمیم نهایی گرفته می­شود. تفکر می­گوید پدیده چیست. آن را مورد بررسی قرار می­دهد و ابعادش را شناسایی می­کند. در نوشته­ی بعد این مسئله را با مثال­های بیش­تر گسترش می­دهیم و ویژگی­ها دیگر و چگونگی­های آن را بررسی می­کنیم.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">پ.ن. ممکن است از نوشته این برداشت شود که غریزه نسبت به تفکر جایگاه پایین­تری دارد در صورتی که به نظر من اصلاً این طور نیست و این نوشته صرفاً بحث توانایی­ها و ضعف­های دو نیروی مکمل است که هر دوشان برای بقا لازم­ند.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'">پ.ن.2. در مثال کوه، شرایط هم در خوردن آب موثر است؛ به عنوان مثال کسی با گروهی کوه می­رود و فکر می­کند بی­کلاسی است که از آب رودخانه بخورد و یا کسی می­خواهد خودی نشان بدهد، از آب گل­آلود می­خورد، در مورد چنین تصمیم­گیری­هایی هم بحث خواهیم کرد. در رشت فردی می­خواست بگوید خیلی قوی است، یک تکه کوچک قرص برنج (که سیانور دارد) خورد و با زجر و در حالی که به پزشکان التماس می­­کرد زنده نگه­ش دارند، مرد!</span></p>]]></description>
					<pubDate>Thu, 21 Aug 2008 10:29:37 GMT</pubDate>
					<comments>http://bottles.blogsky.com/Comments.bs?PostID=341</comments>
          <guid>http://bottles.blogsky.com/1387/05/31/post-341/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نوشته ۳۱۶ (شمای کلی غریزه)]]></title>
					<link>http://bottles.blogsky.com/1387/05/27/post-340/</link>
					<description><![CDATA[<p><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><font color="#0000cc">این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه ک</font></span></span></span></span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><font color="#0000cc">نید.</font></span></span></span></span></span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">16. وقتی نوزاد به دنیا می­آید (چه در انسان و چه در حیوانات) مجموعه رفتارهایی انجام می­دهد که امکان آموزش به­شان وجود ندارد، پس منشا این رفتارها از کجاست؟ باید بخشی وجود داشته باشد که اطلاعاتی به صورت ژنتیک در آن ذخیره شده باشد.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">اگر به رفتار حیوانات و حتی نوزادان نگاه کنید، در مواجهه با فرد یا شرایط جدید احساس ناامنی می­کنند و واکنش نشان می­دهند. زمانی که نوزاد یکی از دوستان­تان را بغل می­کنید، حس می­کند که آغوش­تان با پدر و مادرش متفاوت است و شروع به گریه می­کند (هستند نوزادانی که چنین واکنش­هایی ندارند و خوش اخلاق نامیده می­شوند ولی در این­جا بحث اخلاق نیست بلکه تشخیص امنیت و عدم امنیت است و این تشخیص تنها به شما ربط ندارد بلکه نوزادانی که در شرایط ناامن و بیمارگونه زندگی می­کنند بیش­تر چنین رفتارهایی نشان می­دهند) زمانی که نوزاد یاد می­گیرد شما خطری براش ندارید، رفتارش باهاتان تغییر می­کند.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">از طرف دیگر در مواجهه با پدیده­هایی که بقا را تامین می­کند مغز پیغام به دست آوردن می­دهد. در این حالت فرد می­گوید &quot;من اینو می­خوام&quot;.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">در عمل شرایط پیچیده ممکن است مثال نقضی بر این قضیه به نظر برسد. به عنوان مثال اگر فردی گرسنه است، غذا می­خواهد و آن­قدر می­خورد تا سیر شود اما برخی افراد آن­قدر می­خورند تا غذا تمام شود، در این حالت اختلالی در مرکز سیری در مغز به وجود آمده که فرد احساس نیاز به خوردن دارد حتی اگر از نظر بیولوژیک نیازش به غذا تامین شده باشد.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">چنین رفتارهایی غریزی نامیده می­شوند. در این حالت سوال پیش می­آید چه تفاوتی بین فردی که فکر می­کند و می­گوید &quot;اینو می­خوام&quot; و به صورت غریزی به این نتیجه می­رسد وجود دارد؟</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">پ.ن. دوست­م تعریف می­کرد برادرش به دختر دوساله­ش یاد داده که هر مردی به­ش دست می­زند بگوید ...... کش!! (آخر خودش فرد خانم­بازی بود) و دخترش هم به هر مردی همین را می­گفت.</span></p>]]></description>
					<pubDate>Sun, 17 Aug 2008 10:13:09 GMT</pubDate>
					<comments>http://bottles.blogsky.com/Comments.bs?PostID=340</comments>
          <guid>http://bottles.blogsky.com/1387/05/27/post-340/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نوشته ۳۱۵ (غریزه)]]></title>
					<link>http://bottles.blogsky.com/1387/05/25/post-339/</link>
					<description><![CDATA[<p><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><font color="#0000cc">این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه ک</font></span></span></span></span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'"><span dir="rtl"><font color="#0000cc">نید.</font></span></span></span></span></span></p><p></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif"">15. دیدیم که این جهان در تغییر مدام است، ما در سیستم ناشی از پرتاب شدگی زندگی می­کنیم و تمام پدیده­های موجود دگرگون می­شوند. در این جریان مفهومی به نام بقا به چشم می­خورد که تمایل پدیده­ها برای رسیدن یا حفظ حالتی­ست که با توجه به ابعادشان تعریف می­شود و نسبت به شرایط و در زوایای دید مختلف متفاوت است.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif"">با توجه به این شرایط دو دسته پدیده در قبال پدیده­ی </span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif"">A</span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif""> تعریف کردیم که دسته­ی اول او را به سمت بقا می­برند و رابطه­ی بین­شان هم­زیستی است و دسته­ی دوم که می­خواهند از بین ببرندش که بین­شان جنگ در می­گیرد. در این جریان دریافتیم که مفهومی به نام نیرو وجود دارد که در رقم زدن چگونگی نتیجه­ی جنگ یا هم­زیستی موثر است.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif"">برای این که پدیده بتواند بقای خود را حفظ کند باید بتواند تعیین کند کدام پدیده در دسته­ی اول و کدام در دسته­ی دوم است تا رویکرد خود را در قبال آن تنظیم کند. بنابراین به ابزار تشخیص نیاز دارد، حواس و مرکز پردازش سیستم تشخیص را تشکیل می­دهند. در حالت ساده، مغز از قیاس بین پدیده­­ها استفاده می­کند، اگر پدیده­ی مورد نظر مشابه با پدیده­یی باشد که بقاش را تامین می­کند، در همان گروه قرار می­دهدش و در غیر این صورت در گروه متخاصم.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif"">در آغاز زندگی، جانور اطلاعات اولیه را برای مقایسه به صورت ژنتیکی و توسط آموزش والدین­ش دریافت می­کند و در طول زندگی اطلاعات ذهن­ش گسترش می­یابند.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif"">در مثال کودک دیدیم که وقتی دست­ش به آتش می­خورد آن را پس می­کشد، مغز دستور پس کشیدن می­دهد. در برخی موارد، هنگام مواجهه با خطر، رفع نیاز و غیره، مغز دستور آنی برای برطرف کردن­ش می­دهد. از آن­جایی که زمانی برای تفکر و تجزیه و تحلیل وجود ندارد و برای طبقه­بندی­های آتی نیاز به در نظر گرفتن ساختار متفاوتی در کنار ساختار تفکر هستیم، نام­ش را غریزه می­گذاریم.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: "Times New Roman","serif"">هرچند که مرکز غریزه در مغز وجود دارد و در جانوران نسبت این قسمت از مغز به کل بیش­تر از انسان است اما نمی­توان موقعیت مستقلی در اندیشه­ براش در نظر گرفت بلکه توام با سیستم تفکر عمل می­کند. در نوشته­های بعد در این باره بیش­تر بحث می­کنیم.</span></p>]]></description>
					<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 23:08:34 GMT</pubDate>
					<comments>http://bottles.blogsky.com/Comments.bs?PostID=339</comments>
          <guid>http://bottles.blogsky.com/1387/05/25/post-339/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
