X
تبلیغات
رایتل
بطری های شناور در دریا
نه، هیچ کس چنین خطری را به چنان خاطره یی تاب نیاورد از آن که خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست بلکه صدچندان بر زشتی آنها می افزاید
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 4 شهریور 1387
نوشته ۳۱۹ (گفتمان غریزی و متفکرانه)

این نوشته ها به صورت مسلسل و با شماره مشخص شده ند. برای خواندن مطالب قبل به همین موضوع مراجعه کنید.

19. در این بخش به تفاوت مهم دیگری که بین غریزه و تفکر وجود دارد می­پردازیم.

دیدیم که در ذهن ما داده­هایی وجود دارد که بر مبنای اصل بقا آن­ها را مفید یا مضر ارزیابی می­کنیم. در مواجهه با پدیده­های مفید غریزه پیغام به دست آوردن می­دهد و در مورد پدیده­های مضر دور شدن یا نابودش کردن بستگی دارد که پدیده ضعیف­تر باشد یا قوی­تر.

اما تفکر چنین واکنشی را قبول ندارد. تفکر می­تواند پدیده­های مضر را به پدیده­های مفید تبدیل کند یا حداقل جلوی ضررشان را بگیرد.

مواردی که می­توان برای این مسئله به عنوان نمونه ذکر کرد، بسیارند. بیش­ترین موارد را می­توان در حوزه­ی علم دید: واکسن­­ها، لایروبی باتلاق­ها و استفاده از لجن­شان و ...

اما مواردی که دوست دارم به آن­ها بپردازم چون در حیطه­ی اجتماع مشاهده می­شود و آثار مخربی دارد به شرح زیر است.

 

a.       نقدناپذیری: زمانی که از فردی انتقاد می­کنید، چون مواردی را که علیه اوست مطرح می­کنید و به نوعی روی ضعف­هاش انگشت می­گذارید گارد می­گیرد و سعی می­کند خودش را توجیه کند. هر چند که نقد صرفاً مطرح کردن ضعف­ها نیست اما در این حالت فرد خوبی­ها را نمی­بیند. البته در مقابل هم منتقد باید به تحلیل درستی برسد که نقاط مثبت و منفی را ارزیابی کند و طرف را تخریب نکند. این مسئله را به طور واضح در برنامه­ی نود می­توان دید که بعدها حتماً درباره­ی تاثیر این برنامه خواهم نوشت. دلیل توجیه کردن این است که فرد روی انتقاد­ها فکر نمی­کند و همه را علیه خودش می­داند اما اگر تحلیل­ش کند می­تواند قسمت­های مفید را از مضر جدا کند و دقیق­تر به انتقادات پاسخ دهد و ازشان استفاده کند.

b.      نقدناپذیری موجب کدورت و دشمنی می­شود: زمانی که تفکر در کار نباشد، کسی که انتقاد می­کند در گروه بدها قرار می­گیرد و بدها را یا باید نابود کرد و یا ازشان فرار کرد. به همین ترتیب منتقد کسی جز دشمن نیست اگر به مفهوم نقد در گفتمان روزانه نگاه کنید به معنی ایراد گرفتن است و کاملاً بار منفی دارد. این حالت سبب نزاع در سطح خانواده یا جامعه و یا دولت می­شود که همه­ی ما مثال­های زیادی ازشان دیده­یم. در مقوله­ی خانواده شاید دو برادر هیچ وقت همدیگر را نبینند و یا اگر با هم آشتی کنند به خاطر تاثیر سیستم سنتی حفظ خانواده و هم­خونی و مسایل غریزی است.

c.       از طرف دیگر افراد غریزی توانایی نقد کردن ندارند، آن­ها در شرایط به وجود آمده، تنها به صرف تجربه­هاشان و بدون در نظر گرفتن شرایط انتخاب می­کنند. در انتخابات­های ایران می­توان نمونه­های زیادی از این مسئله را مشاهده کرد یا نمی­دانند کسی که به­ش رای می­دهند کیست اما کسی که به­شان آسیب زده را می­شناسند و به رقیب­ش رای می­دهند. در همین حوزه رای خریدن بین مردمی اتفاق می افتد که براشان مهم نیست آینده چه می­شود و مهم این است الان نیازشان برطرف شود، این افراد را نمی­توان کامل محکوم کرد بلکه باید مورد تحلیل قرار بگیرند و ارزیابی شوند.

d.      افرادی که از تفکرشان استفاده نمی­کنند، نیاز دارند که دیگران جاشان فکر کنند (اگر وقت کنم مقاله­ی کانت  درباره­ی روشن­گری را حتماً می­گذارم) چنین افرادی حرف برادر، پسر دایی و کسانی که به­شان اعتماد دارند را قبول می­کنند و به همین سبب شایعه سریع رواج پیدا می­کند و از طرف دیگر امکان تسلط بر چنین مردمی به راحتی فراهم می­شود (کانت این افراد را کسانی می­داند که نیاز به قیم دارند). این افراد در تصمیم­گیری­ها، با توجه به درست بودن حرف دیگران عمل می­کنند و اعتماد غریزی نسبت به کسانی که آن­ها را خوب می­دانند دارند به همین ترتیب اگر فرد کاری در خلاف راستای عقایدش ببیند دیگری را به طور کامل طرد می­کند. داستان حاجی­آقا نوشته­ی صادق هدایت نمونه­یی از این مورد را نشان می­دهد.

باز باید یادآوری کنم که در عمل غریزه و تفکر را نمی­توان از هم جدا کرد حتی حیوانات هم رفتار غریزی صرف ندارند اما با این تفکیک می­توان به درک به­تری از شرایطی که هر روزه با آن سر و کار داریم رسید.

بنابراین نقد که پایه­ی زندگی مدرن است در جامعه­یی شکل می­گیرد که گرایش مردم­ش به سمت تفکر بیشتر باشد و اگر پدیده­یی را دیدند چه خوب یا بد آن را ارزیابی کنند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 226203


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
/rss
sudoko